حاج مهدی ابراهیمی دریانی


در آستانه یکصدمین سال تولد بزرگ مرد خطه آذربایجان حاج مهدی ابراهیمی دریانی، بزرگ خاندان دریانی هستیم. حاج مهدی دریانی از نسل اول دریانی ها بود. نسل اولی ها چه کسانی بودند، از کجا آمدند و چگونه به اینجا رسیدند، این است که دریابیم شرایط اجتماعی تهران چقدر به رشد و تطور آنها کمک کرد. تهران در دهه های 20 و 30 و 40 داشت رشد می کرد. دریانی ها در آن روزگار کم کم تهران را کشف کردند. روزی که حاج علی اکبر ابراهیمی آن مرد آذری از پایتخت به دریان برگشت و در جمع دریانی ها گفت: «ناققا دنیز ده دی ،« »نهنگ در دریاست » چه نشسته اید؟ حرف او چنان شور و حرارتی در ده فقیر دریان بپا کرد که نگو و نپرس. یعنی اگر می خواهیم از مشکلات رفتن به باکو و ترکیه که آن زمان بخشی از دریانی ها برای کسب به آنجا می رفتند رها و ساکن شویم تهران می تواند جای بسیار خوبی باشد. اینک دریانی ها پس از 80 سال در پایتخت چنان اعتبار و شهرتی دارند که همه از فروشگاه های دو نبش دریانی به عنوان یک برند نیکو نام می برند. حاج علی اکبر ابراهیمی دریانی در سال 1316 به همراه برادر کوچکترش حاج مهدی ابراهیمی به پایتخت آمدند و در حاجی سرای بازار حجره گرفتند و به تجارت مشغول شدند و بخت با آنها یار بود، نخستین گام، یک معامله بزرگ چای با شراکت تاجری بنام قزلباش بود. پول از قزلباش و کار از دو برادر دریانی، آنها سود کلانی از این معامله بردند و فعالیت دریانی ها جدی تر شد.

مهدی دریانی با کسب سود از این معامله به فعالیت پرداخت و در اثر حادثه ای کل دارائی خود را از دست داد و ورشکست شد. دوباره به برادر روی آورد و حاج علی اکبر دیگر به او سرمایه نداد و گفت برادر به برادر یکبار سرمایه می دهد و اینجا بود که آقا مهدی دست به کمر خود زد و به فعالیت فردی پرداخت و با کسب حلال و روحیه مردمی خود سرمایه ای افسانه ای گرد آورد و به کارآفرینی بزرگ تبدیل شد. همه به او احترام می گذاشتند و می گذارند و به چشم پدری بزرگ و نیکوکار به او می نگرند. از روزهایی که با دوچرخه در کوچه و بازار و لاله زار بسته های چای را توزیع می کرد ناملایمات بسیاری در قبل و بعد از انقلاب چشید اما همواره خم به ابرو نیاورد و از زندان نیز به پسرش نامه می داد که این زندانی که آزاد شده نیاز دارد دخترش را به خانه بخت بفرستد به او کمک کنید. برادرش می گفت مهدی به دنبال نام است، من به دنبال نان! فرق من و او اینست. اما نام کدامیک مانده است؟ برای رسیدن به حاج مهدی باز هم باید از میان کاسب های دریانی جستجو کرد که دراین کنکاش هم دو نام می شنوید؛ دکتر ناصر ابراهیمی دریانی پزشک متخصص داخلی و خسرو ابراهیمی دریانی پسر ارشد حاج مهدی و جانشین پدر. چند سال قبل آژانس تبلیغاتی آویده بنا داشت مراسم بزرگداشت یکصدمین سال تولد وی را جشن بگیرد و نام این کارآفرین بزرگ ایرانی آذری را دوباره زنده کند که هنوز خانواده وی موافقت نکرده اند و امید آنکه بتوانیم این نام نیکو را مجلل تر کنیم.

نام حاج حسن پور مطلب نیز برای خیلی ها با اسم فروشگاههای یاران دریان پیوند خورده ، او رئیس هیات مدیره یاران دریان و از مؤسسین این مجموعه بزرگ می باشد و البته قبل از تأسیس فروشگاههای زنجیره ای یاران دریان هم فعالیتهای ایشان در ارتباط با مواد غذایی بوده و شاید بتوان گفت یکی از دغدغه های او نوع ارائه محصولات غذایی با کیفیت و قیمت مناسب به مصرف کننده است و این یکی از دلایل مهم راه اندازی کارخانه بزرگ دریان لبن توسط ایشان می باشد. این گروه به امید روزی هستند که در هر محله یک مرکز خرید یاران دریان باشد و وقتی صحبت از افتخارات کسب شده در این سالها می شود فروتنانه رضایت مشتری را بهترین افتخار می دانند

و این همان وجه تمایز آنها با سایر همکارانشان در این عرصه است چون معتقدند که مصرف کننده به خوبی صداقت را می فهمد و بعد اعتماد میکند. آقای پور مطلب امیدوارند که همکارانش نیز در هر برندی که مشغول فعالیتند انصاف و صداقت را رعایت کنند. عضویت در هیات امنای حسینیه دریانیها، مدیر عامل صندوق قرض الحسنه و عضو هیات مدیره درمانگاه حسینیه دریانی نیز سایر فعالیت های اجتماعی ایشان را در بر می گیرند.